
تعطیلی یک هفته ای و در مورادی دو هفته ای مدارس قبل از شروع رسمی تعطیلات عید، رسم ناصوابی است که حاصل شرایط حاکم بر نظام تعلیم وتربیت و رویه های ناصواب اتخاذ شده از سوی این سازمان است!!!
هنگامی که موتور مداس در بهمن ماه گرم می شود، از طرف دانش آموزان زمزمه هایی مبنی بر اینکه چیزی تا پایان روزهای کلاس قبل از عید نمانده است، شنیده می شود؛ وقتی از آنها دلیل این ادعایشان را جوی می شوی، اظهار می دارند که تا پانزدهم اسفند ماه دیگر مدرسه نمی آیند و در مواردی با یک نگاه مقایسه و خود منضبط انگارانه از مدارسی نام می برند که دانش آموزان آن حتی از اول اسفند به استقبال تعطیلات می روند.
به راستی چرا دانش آموزان با این شوق از مدرسه که در آن فرصت همزیستی همسالانه برایشان فراهم است، می گریزند؟ سهم نظام تعلیم تربیت، برنامه های آموزشی و کارگزاران آموزشی در ایجاد این بی میلی در دانش آموزان چقدر است؟ آیا می توان حجم انبوه کتاب های آموزشی، خشک و عاری بودن آنان از فرصت های تجربه عملی خوشایند، برخوردهای سختگیرانه معلمان و مدیران و فقدان فضای فیزیکی مناسب را بخشی مهم از عوامل موجد این مدرسه گریزی به حساب آورد؟
فارغ از امورات بالا دستی که سهم معلمان در آن اندک و شاید هیچ باشد، ما معلمان نیز در ایجاد این بی میلی سهمی داریم که به رسم انتظارمندی جامعه و تاریخ باید در قبال آن پاسخگو باشیم.
اتخاذ برخوردهای سختگیرانه و روش های معلم محور در تدریس از سوی معلمان و فقدان شوق معلمی و بی اطلاعی آنان نسبت به شرایط روانی و اجتماعی حاکم بر این دوره سنی از سوی آنان، می تواند شوق ماندن در مدرسه را در دانش آموزان بخشکاند و به تبع آن مدرسه گریزی را در آنان تشویق نماید و از آنجا که این مدرسه گریزی می تواند پیاندهای منفی متعددی در پی داشته باشد، ضرورت می نماید که ما معلمان ضمن تلاش برای احقاق حقوق حقه خود، نسبت به انجام وظایفمان اهتمام بیشتری مبذول داریم.
موضوعات مرتبط: گذری بر ساحل زندگی(دل نوشته ها) پنجره ای رو به خورشید...
ما را در سایت پنجره ای رو به خورشید دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 5 تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 1:08