شوق معلم شدن در دانش آموزان!!!!

خرید بک لینک

در جلسه اول کلاس سوالی را پیرامون حرفه مورد علاقه دانش آموزان در آینده، طرح نمودم که فراوانی اشتیاق به معلم شدن در دانش آموزان، مرا به تامل وا داشت تا به این سوال فکر کنم که چرا حرفه ی معلمی علی رغم همه نارضایتی های به حق جامعه معلمان و البته مشکلات معیشتی آنها هنوز از طرف دانش آموزان عاشقان بسیاری دارد؟ آیا به اندازه ای که دانش آموزان برای این شغل قداست و وجاهت قائلند، مسئولین و خود معلمان نیز برای حرفه خود چنین وجاهت و آرزومندی قائلند؟ آیا آنها نیز نیک می دانند که کرسی معلمی آرزویی است که برای خیلی از نوباوگان این مرز و بوم محال به نظر می رسد. گر چه پاسخ به این سوال تحقیقی همه جانبه می طلبد، اما می توان فرضیه هایی را برای پاسخ بدان طرح نمود؛ از جمله اینکه چنین نگاهی می تواند نتیجه یک فرایند تاریخی باشد؛ چرا که در گذشته با تکیه بر نرخ پایین سواد در جامعه، کسب سواد ابتدایی خود ارزشی بسیار گرانبها می نموده است و کسب این حداقل ارزشمند از رهگذر زانوی تلمذ زدن در مقابل معلمان گذشته حاصل می آمده است؛ از طرف دیگر دین اسلام نیز به عنوان یکی منابع فرهنگ ساز سفارش بسیاری به درس آموزی و جایگاه رفیع معلم داشته است که از مشهورترین قول های مربوطه، سخن امام علی (ع) است که می فرمایند: (من علمنی حرفا فقد صیرنی عبدا) "هرکس به من کلمه ای بیاموزد مرا بنده خود کرده است". شاید وجود دانش آموزان در مدرسه در دوران نوخاستگی، ضعف جسمانی و البته کمبود دانش آنها در مقایسه با معلمان، از حرفه معلمی در نگاه آنها موقعیتی بس ممتاز می سازد که معلم شدن را به عنوان برترین آرزوی خود بر می گزینند.

جدای از عوامل به وجود آورنده چنین آرزومندی، مسئولیت ما به عنوان معلم در قبال وجود چنین دیدگاهی در بین دانش آموزان چیست؟ آیا اخلاق حرفه ای و البته عقلانیت نظری اقتضا نمی کند که ما به این موضوع به عنوان سرمایه ای بس گرانبها بیندیشیم و به روان پاک معلمان گذشته که ماحصل تلاش های صادقانه آنان به عنوان معلم به رایگان به ما رسیده است، درود فرستاده و پاسدار چنین موهبتی باشیم؟

پنجره ای رو به خورشید...

ما را در سایت پنجره ای رو به خورشید دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 7 تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 15:07

صفحه بندی